۱۳۸۹ مهر ۲۴, شنبه

اخبار خنده اور و مضحک فارس نیوز در 24 مهر 1389


بیانیه مضحک شورای هماهنگی فعلان سایبری سپاه انقلاب اسلامی 

 

مسابقه داستان نویسی درباره فتنه 1388


آموزش 25 هزار "حجاب‌پژوه " براي حضور در مدارس دخترانه

 

ماجرای تخیلی از طلاق به خاطر ماهواره 


سيد مرتضي نبوي:

 فتنه‌گران از هاشمي رفسنجاني به‌عنوان سپر استفاده مي‌كنند

 

افسران جنگ نرم اجازه تكرار احد را ندهند

 

 "امام خامنه‌ای، امام علی(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"

 

 

صدور حكم قطع يد براي سارق قنادي

 

 ============================================================

 

 

بيانيه شوراي هماهنگي فعالان سايبري انقلاب اسلامي؛
تا زمان اجراي حكم قطعي سران فتنه از پاي نمي‌نشينيم

خبرگزاري فارس: شوراي هماهنگي فعالان سايبري انقلاب اسلامي با اشاره به ضرورت مجازات سران فتنه و عوامل ديگر اين جريان تاكيد كرد: تا پايان صدور و اجراي حكم قطعي براي سران فتنه از جمله موسوي ، مهدي كروبي و سيد محمد خاتمي و حاميان اصلي آنان ، از پاي نخواهد نشست


به گزارش گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس ، شوراي هماهنگي فعالان سايبري انقلاب اسلامي در پي تكاپو و تقلاي برخي از سايت‌هاي ضد انقلاب و همسو با جريان فتنه مبني بر فرافكني عليه اين شورا ، طي اطلاعيه تاكيد كرد كه تا پايان صدور و اجراي حكم قطعي براي سران فتنه از جمله موسوي ، مهدي كروبي و سيد محمد خاتمي و حاميان اصلي آنان ، از پاي نخواهد نشست و تمام تلاش خود را براي روشنگري در اين زمينه و مطالبه حق 75 ميليون ايراني آزاده در اين زمينه به كار خواهد بست.

متن اطلاعيه شوراي هماهنگي فعالان سايبري انقلاب اسلامي به اين شرح است:

با سلام و درود بي كران به روح متعالي امام خميني (ره) و شهداي انقلاب اسلامي و خصوصا شهداي مظلوم فتنه 88 ، و با آرزوي تعجيل در فرج باقيمانده و اميد صالحان در زمين و سلامتي و عزت روزافزون پرچمدار و نائب بر حقش ، ولي مطلق فقيه ، حضرت امام خامنه اي (دامت ظله)، به اطلاع عموم مخاطبان ارجمند رسانده مي شود؛

پس از اعلام موجوديت شوراي هماهنگي فعالان سايبري انقلاب اسلامي در ايام سالگرد حماسه حضور چهل ميليوني ايران اسلامي (خرداد 89) و حركت به سوي جهت دهي فعاليت هاي تأثيرگذار و دشمن هراس فعالان ارزشي حامي انقلاب اسلامي در فضاي سايبري، كه مجموع درخواست هاي عضويت در حلقه هاي پايين دستي آن به بيش از دو هزار مورد مي رسد، و خصوصا با حضور پر رنگ و استوار در چهارمين نمايشگاه بين المللي رسانه هاي ديجيتال و معرفي فراگير و رايزني هاي مداوم با اقشار و گروه هاي گوناگون فعال در دفاع نرم انقلاب اسلامي در فضاي سايبر، تعدادي از سايت هاي ضد انقلاب و متاسفانه عده اي انگشت شمار از سايت هاي داخلي –آگاهانه يا نا آگاهانه – اقدام به تلاش هايي كوته بينانه براي فرافكني و تخريب چهره اين شورا نموده اند. در همين راستا ضروري است بار ديگر نكاتي كه از ابتدا در جلسات متعدد هسته مركزي شورا مطرح بوده و در بيانيه هاي مختلف ذكر شده است ، ياد آوري گردد و قضاوت و نتيجه گيري به مخاطبين منصف سپرده گردد.

1- شوراي فعالان سايبري انقلاب اسلامي نهادي خودجوش و انقلابي متشكل از طيفي از فعالان و پايگاه هاي ارزشي حامي انقلاب اسلامي در فضاي سايبري مي باشد كه علي رغم اتفاق نظر كلي در مباني اصولي انقلاب اسلامي و تلاش همه جانبه براي دست يابي به آرمان هاي امام راحل عظيم الشأن (ره) و پياده سازي تدابير امام خامنه اي ، داراي تنوع سليقه و تفاوت روش براي نيل به اين اهداف مي باشند. بنا بر اين با توجه به اين كه شورا به خودي خود وارد امور اجرايي نشده و از توان و توليدات اعضا براي برنامه هاي خود بهره مي گيرد، اين تنوع در زاويه ديد ممكن است در برخي جزئيات قابل مشاهده باشد.

2- مواضع اصولي و مستحكم شورا – همانند امت انقلابي ايران اسلامي – نسبت به ايام فتنه 88 هيچ گونه تغييري نكرده و كماكان پابرجا مي باشد. ممكن است نوع گفتمان و زيرموضوعات اندكي در ظاهر تفاوت داشته باشند، اما موضع و خواست معقول و انقلابي شورا مبني بر لزوم واكاوي دقيق فتنه 88 و دستگيري و محاكمه عاملان و آمران و حاميان آن محكم تر از گذشته باقي است؛ مجرماني كه علاوه بر تلاش براي بازي با آبروي نظام مقدس اسلامي در ديپلماسي جهاني ، امنيت ملي را به خطر انداخته و جشن ملي پيروزي چهل ميليوني را با وهم از پيش برنامه ريزي شده ي خود به آشوب و فتنه و تعرض به مال و جان مردم بدل كردند و خون هاي بي گناه بسيار را با حكم و عمل خود بر زمين ريختند و اوباش و الوات را به جان مردم انداختند كه در اين ميان عده اي از بسيجيان و مدافعان جان و مال و ناموس مردم، مظلوم و بي گناه به شهادت رسيدند كه حتي نامي از بسياري از آنان برده نشد، چه رسد به اين كه محكمه عادلي بر قاتلينشان قضاوت كند و بساط انتقام فراهم نمايد. بديهي است كه جرم هاي بسيار بسيار كوچك تر از اين ، در چنين مواردي نمي تواند جز اشد مجازات حكم ديگري داشته باشد و پر واضح اين كه شوراي فعالان سايبري تا پايان صدور و اجراي حكم قطعي براي سران فتنه از جمله ميرحسين موسوي ، مهدي كروبي و سيد محمد خاتمي و حاميان اصلي آنان ، از پاي نخواهد نشست و تمام تلاش خود را براي روشنگري در اين زمينه و مطالبه حق 75 ميليون ايراني آزاده در اين زمينه به كار خواهد بست.

3- در سي ساله بعد از انقلاب اسلامي و خصوصا در سال هاي اخير ، بعضي از چهره هاي سياسي ، متاسفانه با دل بستگي به دنيا و پست و شهرت و آسايش خانواده و فرزندان و ... ضربه هاي بسياري را به انقلاب اسلامي وارد كرده اند كه تمام اين آسيب ها نياز به آسيب شناسي و تمام اين ظلم ها نياز به بيان و واكاوي در منظر مردم فهيم ايران اسلامي دارد. البته با توجه به تدابير حضرت امام خامنه اي ، قطعا شورا رعايت اولويت و اهميت مسائل اصلي و عدم جايگزيني آن با مسائل فرعي را مد نظر داشته و دارد، اما بايد دانست كه اين امر دليل بر ترك عدالتخواهي و حق طلبي نخواهد شد و كساني كه چهره واقعي خود را در فتنه 88 به مردم نمايانده و در حماسه 9 دي و 22 بهمن 88 ذهنيت مردم از خود را در شعارهاي خودجوش آنان يافته اند ، بايد بدانند كه نمي شود هر كس هر كاري بخواهد انجام دهد و بعد به خيال شأن و آبروي خود و خانواده اش در عافيت دنيا و آخرت از چشم مردم پنهان بماند.

4- حركت تعدادي از سايت ها در فضاي سايبري و تلاش براي تخريب چهره شورا نشان داد كه بحمد ا... شوراي فعالان سايبري انقلاب اسلامي از چنان قدرت نفوذ و اثر بخشي برخوردار است كه مايه نگراني ضد انقلاب و مايه حسادت و مزاحمت براي كساني است كه با انقلاب اسلامي زاويه پيدا كرده اند. بنابر اين چنين تحركاتي نه تنها سبب دلسردي شورا نخواهد شد، بلكه آزمايش و سنجشي است كه توفيقات آنان را به نمايش گذاشته و سبب دل گرمي شان در ادامه مسير خواهد بود.

اميد كه آن چه بيان گرديد مورد رضاي حق تعالي و جانشين حاضرش بر زمين واقع شده باشد.
انتهاي پيام/ق 

 

 
رحيم مخدومي به فارس خبر داد:
مسابقه «فتنه» ويژه نويسندگان و هنرمندان برگزار مي‌شود

خبرگزاري فارس: رحيم مخدومي از برگزاري مسابقه «فتنه» توسط موسسه فرهنگي و هنري رسول آفتاب براي نويسندگان و هنرمندان خبر داد.


رحيم مخدومي، نويسنده ادبيات دفاع‌مقدس در گفت‌وگو با خبرنگار باشگاه خبري فارس «توانا»، در خصوص مسابقه با عنوان «فتنه» اظهار داشت: در فتنه سال اخير سياست‌مداران و مردم با حضور در صحنه، مباني اعتقادي خود را درباره نظام جمهوري اسلامي ايران به صراحت بيان كردند اما در اين ميان، نظر و عقايد هنرمندان به ويژه نويسندگان عنوان نشد.
وي با بيان اينكه اين مسابقه در دو محور داستان كوتاه و ميني‌مال و با هدف چاپ آثار ارسالي برگزار مي‌شود، اضافه كرد: مسابقه «فتنه» توسط موسسه فرهنگي و هنري رسول آفتاب و براي بيان مواضع نويسندگان طراحي شده است.
مخدومي با بيان اينكه مهلت شركت در اين مسابقه تا پايان آبان سال جاري خواهد بود، ادامه داد: تمامي آثار برگزيده شركت كنندگان در كتابي جمع‌آوري و به چاپ خواهد رسيد همچنين، نويسندگاني كه اثرشان در آن كتاب به چاپ رسيده باشد، حق‌التأليف تعلق خواهد گرفت.
وي در خصوص موضوعات مسابقه «فتنه»، بيان كرد: سخنراني نوروزي مقام معظم رهبري در حرم رضوي درباره زمينه‌هاي فتنه پيش از انتخابات، تبليغات، مناظره‌ها، درگيري‌ها و تجمعات بعد از انتخابات و هتاكي‌هاي فتنه‌گران در روز عاشورا، دخالت بيگانگان در خارج كشور و زمينه سازي‌هاي سران فتنه در داخل كشور از موضوعات اين مسابقه است.
انتهاي پيام/و

 

 

مديركل امور بانوان وزير آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس خبر داد:
آموزش 25 هزار "حجاب‌پژوه " براي حضور در مدارس دخترانه

خبرگزاري فارس: مديركل امور بانوان وزير آموزش و پرورش با بيان اينكه از برنامه‌هاي متنوع دفتر امور بانوان وزارت آموزش و پرورش در حوزه حجاب و عفاف تربيت "حجاب پژوه " است، گفت: تاكنون موفق به تربيت 25 هزار حجاب پژوه از ميان فرهنگيان براي حضور در مدارس دخترانه شده‌ايم.


مهري سويزي در گفت‌و‌گو با خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا» اظهار داشت: در جلسه ديدار وزير آموزش و پرورش با اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس، اهم فعاليت‌هاي وزارت آموزش و پرورش در موضوع حجاب و عفاف مطرح شد و وزير آموزش و پرورش در راستاي تحقق 21 بند اختصاصي در حوزه حجاب و عفاف كه توسط شوراي عالي انقلاب فرهنگي مشخص شده است، اقدامات و فعاليت‌هاي خود را گزارش داد.

وي در ادامه افزود: وزارت آموزش و پرورش در موضوع حجاب و عفاف ساختارمند و پيشتازانه وارد شده است و از سال 1385 به طور جدي و مستمر برنامه‌ريزي كرده و براي اجراي آنها فعاليت مي‌كند.

مديركل امور بانوان وزير آموزش و پرورش با بيان اينكه در طول اين سال‌ها توجه برنامه‌اي به موضوع حجاب و عفاف به صورت جدي مورد توجه مديران آموزش و پرورش قرار داشته است، ادامه داد: حاصل اين توجه نيز اجراي بيش از 300 برنامه در آموزش و پرورش استان‌ها، نواحي و مناطق با موضوع حجاب و عفاف بود.

سويزي خاطر نشان كرد: يكي از اين برنامه‌هاي متنوع وزارت آموزش و پرورش در حوزه حجاب و عفاف تربيت "حجاب پژوه " است و در اين زمينه موفق شده‌ايم از ميان فرهنگيان، نيروهاي توانمند و علاقه‌مند را شناسايي كنيم.

وي افزود: 25 هزار نفر از فرهنگيان با گذراندن دوره‌هاي علمي و آموزشي در حوزه حجاب و عفاف به عنوان مدرسان حجاب و عفاف انتخاب و در مدارس دخترانه كشور در پرسمان‌هاي دانش‌آموزي شركت مي‌كنند و به سؤالات دانش‌آموزان پاسخ مي‌دهند.

انتهاي پيام/ط

 ----------------------------------------------------------------------
 
 
 
 

"امام خامنه‌ای، امام علی(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"؛ چون علی(ع) هم جانشین بود برای رسول الله(ص) هم دامادش بود و هم پسر عمویش؛ یعنی تمام نسبت‌های ممکن را داشت ولی آقای ما فقط جانشین حضرت روح الله است و بس؛ یعنی نه نسبت سببی دارد و نه نسبت نسبی ...

"امام خامنه‌ای، امام علی(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"؛ چون مقابل علی(ع) فقط برخی منسوبان سببی رسول الله(ص) ایستادند و با او به مخاصمه پرداختند، اما فقط منسوبان سببی حضرت روح الله نیستند که در حال تخاصم با آقای ما هستند ...

"امام خامنه‌ای، امام علی(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"؛ چون علی(ع) را با دست بسته به مسجد بردند، اما مردم ما دست فتنه‌گران را بستند تا آقای ما با دست باز به امورات کشور رسیدگی کند ...

"امام خامنه‌ای، امام علی(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"؛ چون علی(ع) را یاران رسول الله(ص) خانه‌نشین کردند، ولی آقای ما را بسیجیان روح الله عزیز و مولا خواندند ...

"امام خامنه‌ای، امام علی(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"؛ چون در زمان غسل و کفن رسول الله(ص)، علی(ع) جانشین حقیقی‌اش را خلع کردند، اما آقای ما وصیت حضرت روح الله را خواند و بعد جانشین حقیقی‌اش شد ...

"امام خامنه‌ای، امام علی(ع) نیست؛ امام سید علی است"؛ چون علی(ع) با رای و اصرار مردم حکومت را پذیرفت-البته اگر شاگردان حاج فرج دباغ(سروش) نگویند این یک حرکت پوپولیستی بوده و ... –  ولی آقای ما با رای عصاره و چکیده ملت حکومت را پذیرفت ...

"امام خامنه‌ای، امام علی(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"؛ چون علی(ع) مرکز حکومتش شهرکوفه(عراق) بود، اما آقای ما مرکز حکومتش کل ایران است، یعنی شهر ندارد، هر کجای ایران که برود آنقدر فدايی دارد که شاید اگر علی(ع) هم بود، ایران را مرکز حکومتش می‌کرد ...

"امام خامنه‌ای، امام علی(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"؛ چون علی(ع) از دست مردم کوفه به چاه پناه می‌برد، ولی آقای ما هر وقت دلش می‌گیرد، ناغافل می‌آید نمازجمعه یا می‌رود خانه شهدا ...

"امام خامنه‌ای، امام علی(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"؛ چون لشگریان علی(ع) با نیرنگ عمروعاص دو قسمت شد، ولی لشگریان آقای ما با نیرنگ‌های جین شارپ و جورج سورس روز به روز منسجم‌تر شد ...

"امام خامنه‌ای، امام علي(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"؛ چون وقتی که دشمن علی (ع) قرآن را به نیزه کرد، سرداران سپاه، علی(ع) را وادار کردند تا تن به حکمیت دهد، ولی وقتی پس از به نیزه رفتن رنگ سبز سادات، یکی از سرداران سابق لشگر آقای ما نامه حکمیت نوشت، امت توی دهنش زدند و تن به حکمیت ندادند ...

"امام خامنه‌ای ، امام علی(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"؛ چون دور و بر علی(ع) یک مالک بود و چندین ابوموسی، ولی در کنار آقای ما یک ابوموسی هست و  میلیون‌ها مالک ...

"امام خامنه‌ای، امام علی(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"؛ چون علی(ع) خود امام و معصوم بود ولی آقای ما نایب امام است و مظلوم ...

"امام خامنه‌ای، امام علی(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"؛ چون علی(ع) پیروز جنگ سخت بود و خیل خواص بی‌بصیرت، اما آقای ما پیروز جنگ نرم بود و باز هم البته با خواص بی‌بصیرت ...

"امام خامنه‌ای، امام علی(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"؛ چون علی(ع) یک مالک داشت و یک عمار و یک محمدبن‌ابوبکر، اما آقای ما با یک فرمان "این عمار" هزاران عمار دست به قلم را به صف نمود ...

"امام خامنه‌ای، امام علی(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"؛ چون همه اطرافیان علی(ع) شیخ و بزرگان مهاجر و انصار و متمولین به ظاهر مسلمان شده بودند و همه داعیه داشتند، اما همه؛ یعنی از کوچک تا بزرگ همه به آقای ما می‌گویند: ما همه سرباز توایم سید علی ....

"امام خامنه‌ای، امام علی(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"؛ چون اگر دشمنان علی(ع) محدود به معاویه و عمروعاص و عایشه و ... می‌شدند، دشمنان قسم خورده آقای ما، کوچک‌شان مسعود رجوی و ریگی و ... بگیر تا وهابیت و بهائیت و ... تا برسیم به استعمار پیر و شیطان بزرگ و اسرائیل که همین یکی فقط 200 کلاهک هسته‌ای آماده شلیک دارد ...

"امام خامنه‌ای، امام علی(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"؛ چون علی(ع) دچار مکر بنی‌ساعده شد، ولی آقای ما به مدد الهی و بصیرت مردم آقاست و آقا می‌ماند ...

و بالاخره "امام خامنه‌ای، امام علی(ع) نیست؛ امام سیدعلی است"؛ چون ما اهل کوفه نیستیم ...

 


 

 

 

 

 -----------------------------------------------------------------------------------------

 

 

 

 

 

نگاهي به عوامل طلاق -2

ماهواره چهره معصوم زنم را تبديل به تابلوي نقاشي كرد

خبرگزاري فارس: بر اثر اصرارهاي بي‌امان زنم گاوم را فروختم ماهواره خريدم و با ورود اين دستگاه چهره معصوم زنم تبديل به تابلويي از نقاشي شد كه انواع رنگ‌هاي مصنوعي را درخود جاي مي‌داد.


به گزارش خبرگزاري فارس از رشت، پس از مدت‌هاي طولاني فرصتي دست داد تا شبي را در كنار يكي از اقوام نسبتا نزديك در يك روستاي باصفا بگذرانم.
ثانيه‌هاي اين ديدار به حرف و گفت‌وگو از همه جا گذشت و بساط شام نيز توسط ميزبان پهن شد و قبل از صرف شام لحظه‌اي در حياط اين خانه روستايي قدم زدم و از هواي تميز و به دور از هياهوي شهر فارغ آمدم.
احساس كردم ورود هواي پاك سلول‌هاي خاكستري‌ مغزم را تقويت كرد و احساس نشاط به من دست داد و آماده صرف شام شدم.
هنوز چند قاشق غذا به دهان نبرده بودم كه صداي داد و هوار و شكستن شيشه و وسايل خانه همسايه سكوت قشنگ اين روستا را به‌هم زد، از زن ميزبانم علت اين هياهو را جويا شدم و او گفت كه كار هر شب اين همسايه است.
قاشق غذا را به زمين گذاشتم و به حياط آمدم سروصدا بيشتر شده بود حالا صداي زن و مرد كه به هم ناسزا مي‌گفتند بهتر شنيده مي‌شد.
زن ميزبان چندبار صدايم كرد كه بروم غذاي خود را تمام كنم ولي ديگر ميلي به خوردن نداشتم و از او خواستم تا به بهانه‌اي به خانه اين همسايه برويم.
ابتدا زن ميزبان امتناع كرد و گفت: مي‌ترسم ما را به باد ناسزا بگيرند و بگويند قصد دخالت داريم بهتر است صبح كه مرد در خانه نيست، نزد همسر او برويم.
به او گفتم نمي‌توانم تا صبح صبر كنم مي‌خواهم هرچه زودتر علت اين دعوا را بدانم و زن ميزبان در مقابل اصرارهاي من تسليم شد و با نگراني دست خود را روي زنگ خانه همسايه برد.
در باز نشد و اين بار من دست خود را روي زنگ گذاشتم و به صورت ممتد آن را فشردم تا اينكه چهره برافروخته مردي حدود 30 ساله در لابه‌لاي در نمايان شد.
زن ميزبان با ترس و لرز سلام كرد و اجازه ورود به داخل منزل آنها را خواست و برخلاف انتظارم كه فكر مي‌كردم مرد عصباني شده و ناسزا مي‌گويد، اين كار را نكرد گويا از خدا مي‌خواست تا كسي در خانه آنها را بزند و به اين غائله خاتمه دهد.
مرد از كنار در دور شد و با صداي بلند گفت بفرماييد داخل، شما را به خدا نصيحتش كنيد من ديگر خسته شدم نمي‌توانم به اين زندگي ادامه دهم.
نگاهي گذرا به زندگي آنها انداختم شيشه‌هاي پنجره اتاق شكسته بود و كمي دورتر چند بشقاب چيني و ليوان نيز شكسته شده بود كه تلاش مي‌كرديم تا شيشه‌خورده‌ها وارد پاي ما نشود.
فضاي خانه به ميدان جنگ شبيه بود ولي جنگي كه به نظر مي‌رسيد از درون آن را متلاشي كرده است.
زن گريان همسايه وقتي ما را ديد نفس بلندي كشيد گفت: تو را خدا كمك كن ديگر آبرويي برايم نمانده و نمي‌توانم به اين زندگي ادامه دهم.
زن جوان به نظر حدود 26 ساله مي‌آمد سر و وضعش پريشان بود گويا از يك نبرد تن به تن برگشته بود خسته و نگران به نظر مي‌رسيد ليواني آب به دست او دادم تا كمي آرام شود.
همسرش نيز در گوشه‌اي ديگر از اتاق كز كرده بود، سيگاري روشن كرد تا خود را آرام كند لحظه‌اي كه به همين منوال گذشت فضاي خانه آرام شد.
مرد از جايش بلند شد به آشپزخانه رفت تا چاي دم كند و از ما پذيرايي كند.
زن نيز تلاش كرد تا شيشه خورده‌هاي خانه‌اش را جمع كند كه در اين كار به او كمك كرديم و وقتي فضا براي نشستن چهار نفر باز شد از آنها خواستيم تا در كنار ما بنشينند تا شايد بتوانيم راهگشا باشيم.
مرد و زن كه نشانه‌هاي سادگي و محبت يك زن و مرد روستايي در صورتشان نمايان بود در كنار ما روي زمين نشستند و مرد با لبخندي زوركي و تلخ سرصحبت را باز كرد.
شش سال قبل با نازنين كه به او علاقه‌مند شده بودم ازدواج كردم و با خود عهد كردم تا زندگي خوب و در حد مرفه براي نازنين فراهم كنم.
نازنين سخن همسرش را قطع كرد: چرا به اين وعده خودت عمل نكردي و در اين سال‌ها هيچ تغييري در زندگي ما ايجاد نشد؟
از نازنين خواهش كردم تا اجازه دهد همسرش سخن بگويد و سپس او حرف بزند.
مرد كه نامش داود بود ادامه داد: من كشاورز زاده هستم و خودم نيز در زميني كه از پدرم به ارث رسيده مشغول كشاورزي و دامداري هستم.
مرد نفس بلندي كشيد و خواست سيگاري ديگر را روشن كند كه از او خواستم با توجه به آسيب دود سيگار اين كار را نكند و او پس از عذرخواهي گفت: سيگاري نبودم ولي چندسال اخير مجبور به اين كار شدم.
داود ادامه داد: از حدود سه سال قبل زنم پايش را در يك كفش كرده كه بايد ماهواره بخري، همه فاميل ماهواره دارند ما نداريم و تو بايد اين دستگاه را بخري.
باز هم ماهواره عامل دعواي يك زندگي ديگر شده بود و اين بار در روستا، مرد گفت: طي اين سال‌ها بارها با نازنين صحبت كردم و از او خواستم تا كوتاه بيايد چون شنيده بودم ماهواره چيز خوبي نيست و زندگي‌ها را پاشيده مي‌كند.
داود آهي كشيد و ادامه داد: سرانجام تسليم خواسته‌ نازنين شدم و با توجه به علاقه‌اي كه به او داشتم نمي‌خواستم دل او را بشكنم به همين منظور يكي از گاوهاي پروار خود را فروختم و ماهواره خريدم.
نازنين زيرلب غرولند مي‌كرد ولي چون قول داده بود ساكت بماند چيزي نمي‌گفت و گوش مي‌داد، داود گفت: از روزي كه ماهواره وارد زندگي‌ام شد اخلاق و رفتار نارنين تغيير كرد و چهره پاك و معصوم او مانند يك تابلوي نقاشي شد كه انواع رنگ‌هاي مصنوعي را در خود جاي مي‌داد.
مرد دوباره آهي بلند كشيد و سردرگريبان فرو برد و لحظه‌اي بعد ادامه داد: زنم هر روز خود را همپاي زنان ماهواره به يك رنگي درمي‌آورد و من به چشم خود نابودي تدريجي زندگي‌ام را مي‌بينم.
از او علت دعوا را پرسيدم و گفت: زنم از من خواست تا هرچه كه داريم را بفروشم و به شهر برويم تا خانه‌اي اجاره كرده و در آن زندگي كنيم ولي ديگر تسليم اين خواسته‌اش نمي‌شوم و روستا را به خاطر شهري كه آن را نمي‌شناسم و مي‌دانم زندگي‌ام را نابود خواهد كرد، رها نمي‌كنم.
نازنين رشته كلام مرد را در دست گرفت و گفت: دلم مي‌خواهد مانند ديگر دوستانم در شهر زندگي كنم من شهر را دوست دارم و اگر مي‌خواهي با من زندگي كني بايد به شهر بيايي در غير اين صورت از هم جدا مي‌شويم.
مرد با عصبانيت از جا برخاست، مي‌رفت كه بار ديگر فضاي خانه به آشوب كشيده شود كه آنها را آرام كرديم و خواستيم تا به دور از عصبانيت تصميم بگيرند.
از مزاياي روستا و امكاناتي كه در آن همانند شهر وجود دارد گفتيم و از زن خواستيم تا كمي بيشتر در اين زمينه بينديشد و به او گفتيم كه شهر آش دهن‌سوزي نيست كه بخواهد به خاطر آن زندگي‌اش را به تباهي كشد.
نازنين گويا حرف‌هاي ما را نمي‌شنيد و بر خواسته‌اش اصرار مي‌ورزيد و مي‌گفت: از روستا خوشم نمي‌آيد و ما در روستا ترقي نمي‌كنيم.
داود گفت: مي‌خواهي به شهر بروي تا مانند زنان شهري هر روز خودت را به يك رقم آرايش درآوري و نمايش دهي، من هرگز اجازه چنين كاري را به تو نمي‌دهم و از جا بلند شد دستگاه ماهواره را با تمام توان به داخل حياط پرت كرد به طوري كه هر قطعه از اين دستگاه به سمتي پخش شد.
نازنين مات و متحير به اين صحنه نگاه كرد و سپس بدون كلمه‌اي حرف چادر بر سرش انداخت و به منزل پدرش كه چند خانه آنطرف‌تر بود رفت.
زن ميزبانم نيز از من خواست تا اين مكان را ترك كنيم و من قبل از ترك خانه به داوود گفتم بهتر است با كمك مشاور و ريش سفيدان خانواده زندگي‌اش را از اين بن‌بست نجات دهد.
مرد آهي كشيد و گفت: همه چيز در دست من نيست نازنين هم بايد بخواهد كه زندگي‌مان اصلاح شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

بسیيج دانشجويي استان فارس:

افسران جنگ نرم اجازه تكرار احد را ندهند

خبرگزاري فارس: رئيس سازمان بسيج دانشجويي استان فارس با بيان اينكه واقعه احد به دليل عدم تبعيت از ولايت بود، گفت: امروز وظيفه افسران جنگ نرم عدم تكرار تاريخ به ويژه جنگ احد است.


به گزارش خبرگزاري فارس از شيراز به نقل از روابط عمومي سازمان بسيج دانشجويي فارس، اسفنديار رضايي در نشست تشكيلاتي سازمان بسيج دانشجويي استان فارس در مجتمع فرهنگي فتح‌المبين شيراز اظهار داشت: در جبهه‌هاي هشت سال دفاع مقدس قرارگاه‌هاي عملياتي تشكيل شده بود كه آرايش جنگ دشمن را رصد كرده و براي عمليات در خط مقدم برنامه‌ريزي مي‌كردند.
وي با اشاره به جنگ امروز و هشدار مقام عظماي ولايت از سال‌هاي گذشته مبني بر شبيخون، تهاجم و جنگ فرهنگي تصريح كرد: اشكال عمده امروز در جنگ نرم اين است كه اين احساس، يعني احساس جنگ در كشور به وجود نيامده است و مسئولان همچنان در غفلت به سر مي‌برند.
رئيس سازمان بسيج دانشجويي استان فارس بيان داشت: دانشجويان و افسران جنگ نرم بايد دوشادوش قاطبه كشور و با تبعيت از ولايت اجازه تكرار احد را ندهند.
رضايي در ادامه به تشكيل بسيج دانشجو و طلبه توسط امام عظيم‌الشان اشاره كرد و ابراز داشت: عمق استراتژيك نظام در تشكيل بسيج دانشجو و طلبه است كه اگر اين دو با يكديگر كار كنند، وحدت حوزه و دانشگاه محقق مي‌شود.
وي با اظهار تأسف از اينكه دانشجويان و به ويژه دانشجويان بسيجي دچار خلا تئوريك شده‌اند، خاطرنشان كرد: دانشجوي امروز بايد با مباني استراتژي راهبردي نظام اسلامي آشنا باشد و با نگاه كلان به جهان اسلام و به عمق اين مسائل بيانديشد.
رئيس سازمان بسيج دانشجويي استان فارس اتكا به خدا و تسري معنويت در جامعه را از ديگر وظايف افسران جوان جنگ نرم ذكر كرد.
رضايي با بيان اينكه بايد در تمام مسائل بر محوريت اخلاق حركت كرد، ادامه داد: جنبش نرم‌افزاري و توليد علم و برگزاري كرسي‌هاي آزادانديشي بايد از جمله استراتژي‌هاي افسران جوان باشد.
وي با تأكيد بر اينكه بسيج دانشجويي بايد با ولايت‌مداري و نگاه كلان و تمام جانبه و پيروي از آرمان‌هاي امام و رهبري، راهبرد جديدي را تعريف كند، اظهار داشت: جامعه دانشجويي بايد با محوريت بسيج دانشجويي در تمام امور جامعه حساس شود و راهكار داشته باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

سيد مرتضي نبوي:

فتنه‌گران از هاشمي رفسنجاني به‌عنوان سپر استفاده مي‌كنند

خبرگزاري فارس: نامه‌هاي سرگشاده كديور و كروبي به آقاي هاشمي رفسنجاني در راستاي سياست تترس و استفاده به عنوان سپر مي‌باشد.


به گزارش گروه فضاي مجازي خبرگزاري فارس، سيد مرتضي نبوي در گفت‌وگو با نشريه پنجره افزود: "تَتَرُس " يك اصطلاح فقهي است. در اوايل دوران ظهور كه اسلام در حال قدرت گرفتن بود، در جنگ‌‎ها معارضين مي‌آمدند مسلماناني را اسير مي‌گرفتند و آنها را مقابل خودشان به‎عنوان سپر قرار مي‌دادند و به اين كار مي‌گفتند "تَتَرُس ".
مرتضي نبوي چندي پيش نيز در مصاحبه‎اي با پنجره به بررسي وضعيت جريان اصول‎گرا پرداخته بود كه تعبير "اصول‎گرايي منهاي روحانيت " وي به‎شدت در عرصه سياسي و رسانه‎اي بازتاب پيدا كرد.
چنان‎كه در آن مصاحبه يادآور شديم، وي اگر چه در اردوگاه فكري اصول‎گرايان به‌سر مي‎برد، اما براي اظهارنظر و قضاوت‎هايش درباره تحولات سياسي جانب احتياط و مداقه را نگه داشته سعي مي‎كند انصاف را سرلوحه اظهارات خود قرار دهد.
وي به هاشمي رفسنجاني توصيه كرد كه حمايت از اصلاح‎طلبان را كه سال 1376 به‎واسطه عدم تمايل به رياست جمهوري ناطق‌نوري آزمود، دوباره تجربه نكند و اظهار اميدواري كرد كه كروبي مانند حر به اشتباهاتش پي برده و به دامان نظام بازگردد؛ اما تأكيد كرد كه معتقد است روحيات خاص و شخصي ميرحسين موسوي، به او اجازه بازنگري در افكار و عملكردش را نمي‎دهد.

متن كامل اين گفت‌وگو در ادامه مي‌آيد:

* آقاي نبوي! چندي قبل براي بررسي وضعيت جريان اصول‎گرا در آرايش سياسي كشور به حضورتان رسيده بوديم و مصاحبه‎اي كه انجام شد، موجي را در فضاي سياسي كشور به راه انداخت و تعبير "اصول‎گرايي منهاي روحانيت " تا مدت‌‎ها نقل محافل سياسي بود. در مصاحبه قبل هم گريزي به وضعيت اصلاح‎طلبان زديم اما در اين مصاحبه بنا داريم مشخصا به بررسي وضعيت اصلاح‎طلبان بپردازيم.

وضعيت اصلاح‎طلبان در فضا و آرايش سياسي كشور، با اصول‎گرايان يك تفاوت عمده دارد و آن اين‎كه علاوه‎ بر غيبت اصلاح‎طلبان در عرصه قدرت، به‎واسطه نوع نقش‌آفريني آن‎‎ها در وقايع بعد از انتخابات رياست‎جمهوري سال 1388، عمده سران و افراد مطرح آن‎‎ها در معرض اتهام هستند و اين بر ابهام در وضعيت فعلي و آينده آن‎‎ها افزوده است.

به‎عنوان اولين سؤال بفرماييد كه وضعيت رقابت دو جريان سياسي عمده اصول‎گرا و اصلاح‎طلب در فضاي سياسي كشور ادامه مي‌يابد يا اين‎كه شاهد تغييراتي در اين آرايش خواهيم بود؟
من معتقدم جريان اصلاح‎طلب با توجه به اين‎كه يكي از جريان‌‎هاي اصلي بوده كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي شكل گرفته است - حالا ابتدا به اسم مجمع روحانيون مبارز اعلام وجود كرد، بعد به اسم جريان چپ شناخته شد و پس از انتخابات رياست جمهوري سال 1376 به‎عنوان جريان اصلاح‎طلب خود را معرفي و در عرصه سياسي نقش‌آفريني كرد - خوب طبيعتاً يك بدنه اجتماعي دارد و قاعدتاً اين‌كه ما فكر كنيم كه اين جريان ديگر در عرصه سياسي كشور حضور نخواهد داشت، تحليل و تصور صحيحي نيست.
ضمن اين‎كه ما وقتي از جريان اصلاح‎طلب يا جريان اصول‎گرا صحبت مي‌كنيم، اين‎‎ها طيف خيلي گسترده‎اي را شامل مي‌شوند. در خود جريان اصلاح‎طلب، شما از كساني‎كه كاملاً ساختارشكن يا حتي به تعبير خودشان لائيك و سكولار هستند، حضور دارند تا كساني‎كه هنوز به راه و خط امام و انقلاب اسلامي معتقدند. به‎ويژه در جريان اصلاح‎طلب طيف‎ها خيلي گسترده و متنوع هستند؛ از لائيك‌‎ها و سكولار‎هاي ساختارشكن گرفته تا افراد متدين و پايبند به خط امام و آرمان‌‎هاي انقلاب اسلامي.
در مجموع به‎نظر مي‌آيد كه حيات جريان اصلاح‎طلب ادامه پيدا مي‌كند منتها اين‎كه آيا اين‎‎ها در صحنه و فضاي سياسي كشور چگونه ظاهر شوند، بستگي به نوع بازيابي و بازسازي افراد و شخصيت‌‎ها و گروه‎‎هاي مؤثر در اين جريان دارد.

* اصلاح‎طلبان به سياست "تَتَرُس " روي آورده‎اند

من به‎نظرم مي‌آيد كه در حال حاضر، جريان اصلاح‎طلب از سياست "تَتَرُس " استفاده مي‌كند، تترس به معني گرفتن "تُرس " است و "تُرس " هم به معني سپر است.

اين وضعيت فعلي اصلاح‎طلبان است؟
بله. خوب اين "تَتَرُس " يك اصطلاح فقهي است و در آن دوران اوايل ظهور كه اسلام در حال قدرت گرفتن بود، در جنگ‌‎ها معارضين مي‌آمدند كساني را از مسلمان‌‎ها اسير مي‌گرفتند و آن‎وقت اين مسلمانان به اسارت گرفته شده را مقابل خودشان به‎عنوان سپر قرار مي‌دادند و به اين كار مي‌گفتند: "تَتَرُس ".

مصاديق عيني اين "تَتَرُس " را كه از سوي جريان اصلاح‎طلب به‎عنوان سپر مورد استفاده قرار مي‌گيرند چه‎كساني مي‌دانيد؟
اين نكته‎اي است كه الان قصد توضيح آن را دارم. در حال حاضر به‎نظر مي‌آيد كه همان جريان اصلاح‎طلب ساختارشكن يعني كساني كه ابتكار عمل را در فاصله سال‌‎هاي 1376 تا 1384 در اختيار داشتند و به‎ويژه در مجلس ششم سردمدار آن جريان‌‎ها و اتفاقات ساختارشكن بودند و بعد هم در جريان همين فتنه، فتنه سال 1388 فعال بودند، اين‎‎ها از اين سياست همچنان دارند پيروي مي‎كنند، يعني در اصل ساختارشكني‎هاي‎شان هنوز تجديدنظر نكرده‎اند.

اين است كه اين‎‎ها به اصطلاح از شخصيت‎‎هايي كه همچنان جزو شخصيت‎‎هاي درون نظام به‎حساب مي‎آيند و مشروعيت دارند، به‎عنوان سپر براي خودشان استفاده مي‎كنند. نامه سرگشاده نوشتن آقاي كديور به آقاي هاشمي رفسنجاني به‎عنوان رييس مجلس خبرگان رهبري و نامه سرگشاده نوشتن آقاي كروبي بازهم به آقاي هاشمي رفسنجاني را در اين راستا ارزيابي مي‎كنم كه آقاي كروبي مي‎گويد كه ما به شما دلبسته‎ايم تا از حقوق ما دفاع كنيد، ديدار خانواده جمعي از بازداشت‎شدگان حوادث پس از انتخابات با آقاي هاشمي هم در راستاي همان سياست به‎نظرم "تَتَرُس " صورت گرفت.

*آقاي هاشمي نمي‎خواست آقاي ناطق نوري رييس‎جمهور شود

آقاي هاشمي خوب در نظام جايگاهي دارد، رييس مجلس خبرگان رهبري است، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام است، هنوز درون نظام باقي‌مانده است، يار ديرينه نظام و رهبري است و به‎نظرم اين دسته از افراد ساختارشكن از اين موقعيت دارند سوءاستفاده مي‎كنند؛ براي اين‎كه فعاليت‎‎هاي خودشان را پشت اين سپر ادامه داده و آن را مشروع جلوه دهند تا مجالي براي ادامه اين فعاليت‎‎ها بيابند.

مي‎خواهم در پرانتز عرض كنم كه آقاي هاشمي يك‎بار در سال 1376 چون مخالف رييس‎جمهور شدن آقاي ناطق نوري بود، وزن خودش را در سبد جرياني گذاشت كه بعد‎ها خود را اصلاح‎طلب ناميد و البته اين اصلاح‎طلبان خيلي زود پاداش آقاي هاشمي را در جريان انتخابات دوره ششم مجلس در زمستان سال 1378 دادند و اين سپري را كه مي‎خواهند الان مقابل خود بگيرند، كاملاً شكستند؛ با آن حركت‎‎هايي كه انجام دادند. ما يادمان نرفته كه در مطبوعات‎شان ايشان را با عناويني مثل عالي‎جناب سرخپوش ناميدند؛ كسي را كه اين‎قدر به اين‎‎ها در زمان انتخابات قبلي خدمت كرده بود، حالا كه در " آقاي هاشمي رييس مجلس خبرگان رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام است، هنوز درون نظام باقي‌مانده است، يار ديرينه نظام و رهبري است و به‎نظرم اين دسته از افراد ساختارشكن از اين موقعيت كه دارند سوءاستفاده مي‎كنند؛ براي اين‎كه فعاليت‎‎هاي خودشان را پشت اين سپر ادامه داده و آن را مشروع جلوه دهند تا مجالي براي ادامه اين فعاليت‎‎ها بيابند. " وقتي در انتخابات مجلس كانديدا شده است، چنان بازي سخيفي بر سرش آوردند كه اصلا از حضور در مجلس پشيمان و منصرف شد.
با چنين تجربه‎اي حالا اين سؤال براي انسان پيش مي‎آيد كه آقاي هاشمي چرا دارد دوباره مي‎پذيرد كه اصلاح‎طلبان ساختارشكن از ايشان به‎عنوان سپر استفاده كنند.

آقاي نبوي! شما گفتيد كه نوع حضور اصلاح‎طلبان در انتخابات آينده و اساسا فضاي سياسي آينده كشور بستگي به اين دارد كه چطور اقدام به بازسازي خودشان بكنند...
البته من اين را هم گفتم كه سردمداران طيف ساختارشكن - كه اتفاقا ابتكار عمل را هم در سال‎‎هاي 1376 تا 1384 در دست داشتند - در منش و روش خود تجديدنظر نكرده‎اند. وقايع بعد از انتخابات سال 1388 را همان جماعت ساختارشكن اين‎بار پشت سر آقاي موسوي مرتكب شدند.

* آقاي خاتمي سعي دارد خود را درون نظام تعريف كند

حالا تحليل شما با توجه به اوضاع و احوال كامل اصلاح‎طلبان چيست؟ يعني با لحاظ اين موضوع كه طيف ساختارشكن اين جريان كه البته مؤثرترين طيف آن نيز بوده و هست، هنوز در عقايد و عملكرد خود تجديدنظر نكرده است. آقاي خاتمي به‎عنوان يكي از اعضاي مؤثر اين گروه... .
ببينيد به‎نظر من تازه حالا آقاي خاتمي در حال تعريف يك فاصله و مرز بين خود و طيف ساختارشكن اصلاح‎طلبان است. آقاي خاتمي مي‎خواهد اين‎گونه نشان دهد كه دارد درون نظام بازي مي‎كند و هنوز از كشتي نظام پياده نشده و فقط منتقد دولت است؛ همان موضعي كه آقاي هاشمي هم دارد كه منتقد خيلي سرسخت دولت فعلي است ولي خود را همواره درون نظام تعريف كرده است و به‎نظرم آقاي خاتمي هم مي‎خواهد همين كار را بكند و مرزي را بين خود و ساختارشكنان دوم خردادي تعريف كند ولي در عين‎حال منتقد دولت هم باشد.

حالا با اين اوصاف با توجه به وضعيت ساختارشكنان، نقشي كه آقاي خاتمي دارد و نقش عده‎اي ديگر از اصلاح‎طلبان كه البته خيلي كمتر شناخته شده هستند و بعضا مواضع خيلي تندي عليه اعضاي مؤثر جريان اصلاحات مثل آقاي خاتمي و آقاي كروبي مي‎گيرند، وضعيت آينده اصلاح‎طلبان را چگونه ارزيابي مي‎كنيد؟ آيا مثلا مي‎توان تصور كرد كه اين عده اخير مي‎توانند در آينده عنان كار را در جريان اصلاحات بر عهده بگيرند؟
تصور من اين است كه اين جريان اصلاح‎طلب قصد دارد در پوشش آقاي هاشمي و آقاي خاتمي در انتخابات آينده شركت كند و كلا در فضاي سياسي آتي كشور نقش‎آفريني كند. احتمالا اين‎‎ها مي‎خواهند با تاكتيك چراغ خاموش و استفاده از موقعيت چنين شخصيت‎‎هايي به پيش بروند و بعد به‎نوعي نيرو‎هاي خودشان را وارد مجلس كنند. به‎نظر مي‎آيد اين جريان سعي دارد در پوشش آقاي هاشمي كه خيلي هم دارند روي ايشان سرمايه‎گذاري مي‎كنند، به عرصه بازگردد.

البته روشن نيست با توجه به تجربه‎اي كه آقاي هاشمي از نوع برخورد اصلاح‎طلبان ساختارشكن با ايشان در انتخابات مجلس ششم داشتند، چگونه است كه بازهم براي اين‎‎ها هزينه مي‎كند. ولي اين افراد به هر حال دارند سعي مي‎كنند آقاي هاشمي را سپر خود قرار دهند. البته اين سئوال هم وجود دارد كه آيا اين قابل‎توجيه است كه اگر آقاي هاشمي خيلي مخالف قوه مجريه فعلي و رييس‎جمهوري است دوباره بيايد از اين‎‎ها به‎عنوان ابزار مخالفت خود استفاده كند؟ آيا اين كار منطقي است كه ايشان با آن سابقه بيايد دوباره اين آزموده را تجربه كند؟ من نتوانستم توجيهي براي اين كار پيدا كنم. به‎نظر مي‎آيد كه اين سياستي است كه اصلاح‎طلبان اتخاذ كرده‎اند و خوب قاعدتا يك تاكتيك است اين سياست تا از شخصيتي كه رييس مجلس خبرگان رهبري و رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام است به‎عنوان "تُرس " در سياست "تَتَرُس " استفاده كنند و بيايند وارد عرصه‎‎هاي قدرت شوند؛ بدون اين‎كه در اصل اعتقادات و عملكرد خود تجديدنظري كرده باشند.

*اميدوارم آقاي كروبي "حر "وار به دامان نظام بازگردد
اين تحليلي است كه مي‎توان از رفتار اصلاح‎طلبان داشت؛ اما خوب همان‎طور كه عرض كردم، ديگراني هم هستند در بدنه جريان اصلاح‎طلب كه اين‎‎ها آن‎طور كه بايد و شايد ظهور و بروزي ندارند اما اين احتمال هم هست كه شايد اين‎‎ها بتوانند خودشان را سازماندهي كرده و در صحنه حضور يابند و بيايند آن بدنه اجتماعي اصلاح‎طلبان را كه درون ساختار نظام خود را تعريف كرده به حركت در بياورند و وارد عرصه شوند.
اين‎جا بد نيست من دو اظهار اميدواري بكنم، يكي در مورد آقاي كروبي است كه خيلي الان راه افراط و مقابله با نظام را در پيش گرفته است؛ منتها خوب ايشان يك سابقه خوبي دارد در همراهي با حضرت امام راحل و يك شخصيت متواضعي بوده است؛ برخلاف خيلي از چهره‎‎ها و شخصيت‎‎هاي دوم خردادي و اصلاح‎طلب كه آدم‎‎هاي متكبري هستند، ايشان اين‎گونه نبوده و خيلي متواضع بود. حالا آقاي كروبي به راهي افتاده كه خيلي راه بد و غيرقابل توجيهي است و ما آرزوي‎مان اين است كه شايد ايشان هم در يك لحظه مثل "حر " برگردد و "حر "وار بيايد و اشتباهات گذشته‎اش را با اظهار ندامت جبران كند و ان‎شاءالله بتواند سرافراز شود و با اين حالت، زندگي سياسي‎اش ختم نشود. اين اظهار اميدواري را من مي‎خواهم درباره آقاي كديور هم بكنم، اين دو نفر در كسوت روحانيت هستند. آقاي كديور هم گاهي در اظهاراتش اظهار تعصبي نسبت به دين و ديانت نشان مي‎دهد و اين مسئله اين اميدواري را مي‎آفريند كه شايد اين تعلق‎خاطر به هر ترتيب باعث عاقبت به‎خيري اين‎‎ها شود.
اين‎ها بايد بدانند كه الان دارند آب به آسياي آمريكا و اسراييل و شبكه‎‎هاي جاسوسي‎شان مي‎ريزند و فعاليت‎‎ها و تلاش‎هاي‎شان دارد به‎نفع آن‎‎ها تمام مي‎شود. اميدواريم تحولي در احوال ايشان پيدا شود و سرنوشتي مثل حر پيدا كنند و به خانواده انقلاب برگردند.

خوب در تقابل اين دسته افراد با نظام، عمده ايستادگي در برابر ايشان در فضاي سياسي و رسانه‎اي بر عهده نيرو‎هاي جريان اصول‎گرا بود كه داعيه فعاليت زير پرچم نظام را هم دارند. در جريان اصول‎گرا هم كه طيف گسترده است؛ گرايش‎‎هاي مختلفي حضور دارند و به تبع اين تنوع گرايش هم برخورد‎هاي نسبتا متفاوتي با عاملين وقايع بعد از انتخابات داشتند. در اين وقايع، برخي از گرايش‎‎هاي اصول‎گرايان برخورد‎هاي خيلي تندي با اصلاح‎طلبان داشتند و برخي برخوردي نرم‎تر، اين برخورد‎ها را در تشديد وقايع بعد از انتخابات چگونه ارزيابي مي‎كنيد؟
شما احتمالا مي‎خواهيد يك‎جوري نظريه و تئوري علي آقاي مطهري را مطرح كنيد كه مي‎گويد علت اين فتنه برخورد‎هاي تند آقاي احمدي‎نژاد بوده است.

نه ببينيد، آقاي مطهري مي‎گويد نوع مواجهه آقاي احمدي‎نژاد با رقبايش در مناظرات انتخاباتي يكي از دلايل تشديد اتفاقات بعد از انتخابات بوده است، من مي‎خواهم نظر شما را يك‎مقدار بيشتر درباره اين مسئله بدانم.
مي‎خواهم بفرماييد كه تنوع برخورد‎هاي رسانه‎اي و سياسي با جريان فتنه و مثلا شدت برخورد‎ها از جانب عده‎اي چه تأثيري در تشديد مواضع غلط آن‎‎ها داشت؟ ما همچنين مواضع رهبري را داريم كه اطلاق فتنه و سران فتنه را اين‎طور كه در فضاي رسانه‎اي و سياسي ديديم خيلي به‎كار نمي‎برند؟
البته من معتقدم كه جريان فتنه منحصر به داخل ايران نيست و ريشه‎‎ها و سرمنشأ آن خارجي است و آمريكا كه از ابتداي پيروزي انقلاب به‎دنبال براندازي نظام برآمده از آن بود، در اين فقره نيز نقش آشكاري داشت و از روش‎‎هاي نرم و سخت همواره و توامان استفاده مي‎كرد. ما ريشه فتنه را آن‎جا مي‎دانيم اما به هر حال " حتي رهبري اين كساني را كه به‎نظر ما سران فتنه هستند ابتدا به آن‎‎ها انذار مي‎دادند و نصيحت مي‎كردند كه آقا اين راهي كه شما مي‎رويد، به فتنه‎اي ختم مي‎شود كه نمي‎توانيد آن را جمع كنيد. " فتنه‎انگيزي در ابعاد آن‎چه پارسال ديديم، بايد عوامل داخلي داشته باشد تا آن حوادث را بيافريند. خوب عوامل داخلي آمريكا و فتنه‎گران اصلي، همين‎‎ها هستند و اين نوع قضاوت درباره اين‎‎ها و اطلاق عنوان فتنه‎گر به اين‎‎ها يك قضاوت افراطي نيست. اين كه ما سردمداران و افراطيون اصلاح‎طلبان را منشا فتنه در داخل بدانيم و بعضي از كانديدا‎هاي انتخابات دور قبل را كه به‎طور مشخص دارند فتنه‎گري مي‎كنند، سران فتنه بدانيم، اين غلط نيست. شما به اظهارات، بيانيه‎ها، تيك‎‎ها و مواضع اين افراد اگر نگاه كنيد، مي‎بينيد كه مي‎شود عنوان فتنه‎گران داخلي را به اين‎‎ها اطلاق كرد.

البته چنان‎كه شما گفتيد، در جريان اصول‎گرايان هم موضع‎گيري‎‎هاي مختلفي از سوي طيف‎‎هاي مختلف مشاهده شد اما به‎نظرم اين موضع‎گيري‎‎هاي تند يا نرم طيف‎‎هاي مختلف اصول‎گرايان در اثبات اين نكته كه عاملان وقايع تلخ پارسال مصداق فتنه‎گر باشند، ترديدي ايجاد نمي‎كند.

به‎نظرم اين ادبيات فتنه را خود مقام معظم رهبري ابتدا توليد كردند و ديگر پيدا كردن مصداق براي آن در جامعه، وظيفه شنونده است كه بگردد و ببيند مصداق اين ادبيات كيست؟ شنونده گشته و پيدا كرده است و فكر مي‎كنم اين‎‎ها اشتباه هم نكرده‎اند و به‎نظرم اكثر مخاطبان رهبري در يافتن مصاديق فتنه اشتباه نكردند كه مصاديق را در همين كساني كه وقايع پارسال را به پا كردند، ديده‎اند و آن‎‎ها را فتنه‎گر و سران فتنه مي‎دانند. اين برداشت عمومي به‎نظرم بعيد است كه فاصله زيادي با برداشت رهبري داشته باشد.

اما نكته مهم اين است كه در نوع برخورد با اين‎‎ها كه موضوع سئوال شما هست، اين درست است كه برخورد‎ها بعضاً صحيح نبود و برخي‎‎ها اگر اختيار با آن‎‎ها بود تا به حال بعضي از اين سران را كه كانديداي انتخابات بودند، مي‎گرفتند، محاكمه كرده و زنداني مي‎كردند، منتها رهبري نظام چنين مواضعي را قبول ندارند، ايشان بر اساس سيره حضرت امام (ره) در برخوردي كه با جريان انحرافي زمان خودشان يعني نهضت آزادي و جبهه ملي داشتند، بر يك معيار و منطق ديگري عمل مي‎كنند كه بناي آن بر روشنگري و ايجاد بصيرت است، آن‎چه براي رهبري، در اين جريان فتنه مهم است ايجاد بصيرتي در مردم است كه حماسه نهم دي و 22 بهمن 1388 را آفريد.

براي رهبري اين مهم است كه طبق سيره ائمه و امام راحل روشنگري كنند، اتمام حجت كنند و براي مردم بصيرت بيافرينند، حتي رهبري اين كساني را كه به‎نظر ما سران فتنه هستند ابتدا به آن‎‎ها انذار مي‎دادند و نصيحت مي‎كردند كه آقا اين راهي كه شما مي‎رويد، به فتنه‎اي ختم مي‎شود كه نمي‎توانيد آن را جمع كنيد.
ببينيد اين‎‎ها در سال 1376 هم فتنه‎اي را شروع كردند كه در سال 1378 به آن وقايع منجر شد و نتوانستند جمعش كنند. من اخيرا جايي شنيدم كه آقاي خاتمي هم گفته است كه وزير علوم در سال 1376 جرياني را راه انداخت كه در سال 1378 شد ماجراي كوي دانشگاه و كسي نتوانست آن را جمع كند. حالا فارغ از اين‎كه اين خبر درست است يا نه، اين افراد دوباره در سال 1388 فتنه ديگري راه انداختند كه خودشان هم نتوانستند كنترلش كنند.
رهبري نصيحت كردند، چندبار هم نصيحت كردند، بعد هشدار دادند و حتي در آخر هم با آن‎‎ها برخورد نكردند و همه اهل انصافي كه در اين رابطه اظهارنظر كردند، معترفند كه رهبري در نهايت بردباري، عالمانه و حليمانه نظام را مديريت كردند تا هدف اصلي كه ايجاد بصيرت است، ايجاد شود.
البته برخي‎‎ها در انجام وظايف‎شان در رابطه با ايجاد بصيرت كوتاهي‎‎هايي كردند ولي رهبري اصرارشان اين بود كه تا آن‎جا كه ممكن است، سعي كنيم كسي از قطار نظام پياده نشود و در اين اواخر در يكي از سخنراني‎‎هاي ماه رمضان هم اعلام كردند كه سعي كنيد كاري كنيم كه كسي از قطار نظام پياده نشود.

شما فقط درباره آقاي كروبي و كديور اظهار اميدواري كرديد كه به درون نظام برگردند ولي درباره آقاي موسوي اين‎گونه نگفتيد، دليل اين مسئله چيست؟
من عرض كردم كه آقاي كروبي را از قبل از انقلاب مي‎شناسم. ايشان يك شخصيت مردمي و متواضع داشته و داراي سابقه طولاني در انقلاب است. ايشان سابقه مديريت مجلس ششم را دارد كه در آن مجلس با افراطيون اصلاح‎طلب برخورد كرد. سلوك شخصي آقاي كروبي را وقتي در نظر مي‎گيرم، مي‎بينم اين امكان هست كه ايشان خود را مانند حر از راهي كه الان در پيش گرفته آزاد كند يا وقتي آقاي كديور را مي‎بينم، احساس مي‎كنم كه اگرچه الان در دام شبكه‎‎هاي جاسوسي دشمنان جمهوري اسلامي ايران قرار گرفته است، اما آن تتمه تعلق‎خاطر به دين مي‎تواند ايشان را نجات دهد اگر خودش بخواهد. اميدوارم اين لباس روحانيت و اين عمامه اين دو نفر، بالاخره ايشان را نجات دهد.

* بعيد است موسوي با روحيات خاصي كه دارد به اشتباه خود پي ببرد

اما بعضي‎‎ها اساسا روحياتي دارند كه آدم بعيد مي‎داند كه اين‎‎ها به راه فلاح و نجات بازگردند.

الان مشخصا آقاي موسوي را مي‎گوييد ديگر؟
بله. فكر نمي‎كنم ايشان به اين سادگي ولو اين‎كه به اشتباهاتش پي ببرد، اين روحيات و غروري كه دارد اجازه دهد كه بازگردد.

اين را ناشي از روحيات شخصي ايشان مي‎دانيد يا مثلاً اطرافيان و كساني‎كه ايشان را دوره كرده‎اند؟
بيشتر به‎نظرم روحيات شخصي ايشان دخيل است در اين قضاوت. البته ما كه علم غيب نداريم و هر انساني تا قبل از مرگ امكان اصلاح خودش را دارد و ما حتي براي آقاي موسوي هم آرزوي اين را كه به اشتباهاتش پي ببرد، داريم. آقاي موسوي كه خوب خيلي به نظام و مردم بد كرده است و به تعبير مقام معظم رهبري اين‎‎ها خيلي به نظام خسارت وارد كرده‎اند كه هنوز هم آثار آن ادامه دارد. ما براي آقاي موسوي هم آرزوي اين را داريم كه به اشتباهاتش پي ببرد اما اين برداشت ما از خصوصيات شخصي ايشان است. من در دوره نخست‎وزيري ايشان همكاري داشتم با ايشان و معتقدم اگر اين خصوصيات ايشان ادامه داشته باشد، بعيد به‎نظر مي‎آيد كه به وي اجازه بازبيني در عملكرد و فهم اشتباهات و بازگشت به دامان انقلاب را بدهد.

*نظام با فتنه سخت و نرم به تناسب برخورد قاطع مي‎كند

اگر اصحاب جرياني كه فتنه ناميده مي‎شود بر راه و نظر خود اصرار داشته باشند، به‎نظرتان تكليف در مواجهه با آن‎‎ها چيست؟
اگر اين‎‎ها بر راه و نظر خود اصرار بورزند، به‎نظرم تكليف روشن است. ببينيد برخورد نظام با منافقيني كه از نظر خود عدول نكردند، برخوردي قاطع بود و حالا هم تكليف همان است. اين فتنه قصدش براندازي نظام بود. شايد اين سئوال پيش بيايد كه مثلا منافقين دست به اسلحه بردند و مواجهه نظامي كردند، بايد گفت براندازي، چهره‎‎هاي سخت و نرم دارد و عمدتا تركيبي از اين‎‎ها هست. اين‎گونه نيست كه نظام فقط با براندازي‎‎هاي سخت برخورد كند، مثلا حضرت علي (عليه‎السلام) با خوارج فقط وقتي به برخورد مسلحانه روي آوردند، برخورد قاطع كردند و يا حضرت امام فقط با منافقين كه وارد فاز نظامي شدند برخورد سخت كردند و به‎عنوان مثال با نهضت آزادي اين‎گونه برخورد نكردند. شما اگر به فرهنگ قرآن مراجعه كنيد، مي‎بينيد كه اگر جريان نفاق و فتنه خواست با استفاده از روش‎‎هاي نرم، يك نظام اسلامي را سرنگون كند، اين نظام هم براي مقابله از روش‎‎هاي نرم استفاده مي‎كند.
انتهاي پيام/

 

 


 

 

در مجتمع قضايي بعثت صادر شد

صدور حكم قطع يد براي سارق قنادي

خبرگزاري فارس: يكي از شعب مجتمع قضايي بعثت،‌ براي يك سارق قنادي، حكم قطع يد صادر كرد.


به گزارش خبرنگار حوادث فارس، در تاريخ 8 خرداد امسال، مأموران كلانتري 115 رازي بعد از مظنون شدن به يك دستگاه خودروي زانتيا، به راننده آن دستور توقف دادند.

بعد از مطالبه مدارك خودرو و هويتي راننده از سوي مأموران، راننده خودرو كه جواني 21 ساله بود، اقدام به درگيري با مأموران و استفاده از گاز اشك‌آور براي فرار از دست مأموران كرد كه در نهايت دستگير شد.

در بازرسي از خودروي وي، مبلغ 900 هزار تومان وجه نقد، 3 جفت دستكش، آچار و مقدار زيادي شكلات و كاكائو كشف شد. بعد از انتقال متهم به كلانتري، همزمان خبر دستبرد به يك قنادي مخابره شد كه در جريان آن كارگران قنادي هم مجروح شدند.

متهم كه در كلانتري اقدام به خودزني كرده بود،‌ در ادامه تحقيقات به ارتكاب سرقت از قنادي و ربودن چندين ميليون تومان پول نقد اعتراف كرد.

بعد از اعتراف متهم، پرونده براي رسيدگي به شعبه 1156 مجتمع قضايي بعثت فرستاده شد كه متهم در جلسه رسيدگي به اين پرونده مدعي شد كه با همدستي تعدادي از كارگران قنادي اقدام به سرقت بيش از 4 ميليون تومان پول كرده است. وي مدعي بود كه فقط يك ميليون تومان از اين پول را برداشته و مابقي را بين كارگران تقسيم كرده است.

اما اين ادعاي متهم هيچ‌گاه در دادگاه ثابت نشد.

سرانجام قاضي گيوكي، رئيس شعبه 1156 مجتمع قضايي بعثت حكم اين متهم را اينگونه صادر كرد: با توجه به اقارير متهم و مندرجات پرونده، با توجه به اينكه متهم در سرقت از قنادي هتك حرز كرده و با شكستن در و قفل گاو صندوق سرقت كرده است، عمل وي از مصاديق سرقت بوده و موجب حد است.

لذا دادگاه با استناد به آيه شريفه « السارق و السارقه فاقطعوا ايديهما...» و مواد 197، 198، 199، 200، 201، 677، 667 و 480 قانون مجازات اسلامي متهم را به قطع يد بابت حد سرقت،‌ رد اموال، 6 ماه حبس بابت تخريب، پرداخت ديه و 6 ماه حبس بابت تمرد از مأموران پليس محكوم مي‌كند.
انتهاي پيام/ر